Movies, Chocolate and Hot Tea

The title is not responsible for the blog content.

Movies, Chocolate and Hot Tea

The title is not responsible for the blog content.

Movies, Chocolate and Hot Tea

توضیحی وجود ندارد. آنچه در پی می اید همه تفسیر است.

طبقه بندی موضوعی

داوینچی کد هنوز به قوت خود باقی است

جمعه, ۸ بهمن ۱۴۰۰، ۰۸:۴۳ ب.ظ

دوستان محترمی که محض تعقیب روزانه ها و افکار نویسنده این وبلاگ بخشی از وقت عزیزتون را صرف خواندن نوشته های من می کنید
"راقم سطور فوق"  راه حل خواندن نوشته هاش را به شازده خانمی حواله داده که محض رسیدن به قدرت هر غلطی دلش می خواست کرد و بهایش را هم با سپردن Her Little Neck به دم شمشیر بی نظیری که سفارشی براش از فرانسه آورده بودند، داد. البته تاریخ دانان اشاره می کنند که پراندن سر بانوی فوق همچین ها هم بدون محکمه و قانون نبوده. ایشون اتهام ها متوجه شون بوده. مثل زنای محارم، جادوگری، خیانت، سانفراسیسکو رفتن با هر چی مرد و پسر خوشگله و ....اما همین تاریخ دانان مانده اند که چرا صاحب شمشیر فوق، رای دادگاه صادر نشده،  به امر شاه نشسته بود روی اسب و به سمت لندن در حال حرکت بود! مورخین خاله خانم باجی که به شایعه بیشتر از سند اهمیت می دهند دلیل این موضوع را در پسر نزائیدن باتوی فوق و دل دادن شوی اش به بانوی مدل جدیدتری ربط می دهند. خود دانند و خدایشان که ما هنوز بهمون ثابت نشده راز بند شل شلوار هنری چی بوده.  اما هر چه بود مملکتی با این خانم به هم ریخت و دختر خانم موقرمز این بانو کاری با بلاد تحت سلطه اش کرد که هیچ امیر کبیری با ایران نکرد. اون وقت برید تو وبلاگتون بنویسید چرا فلانی کفشداری حرم امام رضای سلطان صاحبقران به هیچ جاش حساب نکرده. حیف که ما هنری داشتیم   اما به جای بانوی فوق که آشوبی به جان کشور و لشکر انداخت و یک مملکت طاعونی و کثافت را به یک جای دیگه تبدیل کرد، یک فوج لشکر اناث بی بر و بهره دا شتیم که شاهکا رشون سرودن اشعار بند تنبانی و فرو کردن سوزن در ملاج بچه سوگلی ها بود. واقعا که خلایق هر چه لایق.
خدا بیامرزدت هدایت که این ملت را خوب شناختی. 

 
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۰/۱۱/۰۸
کامشین

نظرات  (۳۷)

منظورت آن بولین بود دیگه نه؟! اون اعجوبه ای بود برای خودش ولی یک نمونه اش هم طرف ما بوده به اسم خرم سلطان! احتمالا" اونو هنوز نشناختی وگرنه آن رو ول می کردی و در وصف این می نوشتی چون دست آن بولین را از پشت بسته بوده!
به به....
دلم دقیقا برای همین متنا تنگ شده بود
مرسی
پاسخ:
من هم دلم تنگ شده بود
به قول این غربی ها 
انی تایم کوالا
ممنون کامشین جان. نه ... موضوع کجا بودن نیست، موضوع دوست نداشتن تاریخ و حافظه نداشتن است! من حتی موزه هم نمی روم. بعد از بار اولی که کلی توی صف ایستادم، پول دادم، خسته و مرده تمام روز در موزه راه رفتم، بیرون امدم و هیچ چیز یادم نمی امد متوجه شدم مال این حرفها نیستم! عکس های آنروز را نگاه می کنم فکر می کنم کس دیگری ثبتشان کرده.
اجازه بده من با کوهستان ها خوش باشم و با گرگ ها برقصم. کار تاریخ و فلسفه و هنر ... را با کمال میل به حافظه داران واگذار میکنم ؛)))
پاسخ:
شیرین جونم باید یک باز حضوری خدمتتون برسم به تاریخ علاقمندتون کنم. تو هم من را ببر کوه و با گرگه دوست کن تا سه تائی با هم برقصیم! اما اگر بخواهم جدی باشم باید بگم که برام جای تعحب داره اگر تاریخ را دوست نداشته باشی
راستش تو که قدرت تحلیلت در مورد مسائل اجتماعی خوبه. تاریخ هم حافظه نمی خواهد. دانستن داستان تمدن، هنر نیست. تحلیلشون در راستای مسائل روز مهمه که خوب که این کار را خوب بلد هستی. تاریخ (هر نوعش، تاریخ هنر، فلسفه و ...) یک ابزاره برای تحلیل مسائلی که هر روزه باهاشون سر و کله می زنیم و چیزی ازشون سر در نمی اریم. مثلا کسی که تاریخ قرن بیستم را ندونه معلومه که به آسونی گول کسی را می خوره که سعی داره ورژن خودش را از مسائل ارائه بده. اتفاقا من از تو انتظار دارم به تاریخ علاقمند تر باشی چون دغدغه هات از جنس کسی است که همین جوری حرف تو کله اش نمی ره و باید با استدلال و منطق باهاش روبرو شد. پس برای اینکه منطق ات قوی تر باشه باید به تاریخ به شکل ابزار نگاه کنی نه مجموعه ای از اسم و عدد. اینحوری اگر حافظه ات اسامی را هم به یاد نسپرد مهم نیست. نصف بیشتر تحلیل های غلطی که به اسم ایدئولوژی به خوردمون رفته، ناشی از ندانستن تاریخه. نمی دونم چرا تاریخ رشته جذابی نیست. من اگر کاره ای بودم روی آموزش تاریخ بیشتر کار می کردم. شاید اگر بدونی کسانی که برنامه ریزی فرهنگی می کنند بیشتر از هر کس دیگری از تاریخ ندانستن ما استفاده می برند تا سیستم سانسوری خودش را اعمال کنند، نظرت نسبت به مطالعه تاریخ عوض می شد. 

نونوشی جان هیچوقت اینهمه مطلب توی ذهنم نمی مونه. زیاد کتاب تاریخ دستم گرفته ام اما لااقل لازمه اسم ادم ها و ترتیب وقایع رو ادم یادش بمونه یا نه؟ من حتی اینها رو هم یادم نمی مونه.
بگذار یک مثال برات بزنم: تازیخ برای من مثل کتاب نویسندگان روسی ست. آنقدر اسم ها و شخصیت هاش زیادند که می رسم آخر کتاب و یک بابایی حرفی میزنه که من برای اینکه بفهمم چیه و کیه باید دوباره برگردم اول کتاب! محفوظاته دیگه جانم! 
من حتی اسم ادم های اطرافم رو هم - وقتی جدید باشند - چند ماه طول میکشه یاد بگیرم. دیگه خودت تا اخرش رو بخون ...
ذهن من اگر نتونه ورودی ها رو سیستم بندی کنه و معنایی بهشون بده وارد اغتشاش میشه کامشین جون. یادت نره که ایتالیا فقط هنر و تاریخ نیست، مملکت آووگادرو، انریکو فرمی، جولیو ناتّا و  ... هم هست ؛))) منهم پامو توی کفش تو نمی کنم دوست خوبم. توی زمینه خودم باقی میمونم تا ضایع نکنم خودم رو آهاهاها
من گیج شدم. قطعا بانوی اولی ماری آنتوانته ولی بانوی موقرمز دومی ک گفتی احتمالا الیزابته. ولی نفهمیدم منظورتو. الیزابت که متاخرتر بود. نکنه منظورت ویکتوریاست؟ اون ک موقرمز نبود
پاسخ:
منوچ جان یک سر به انگلستان بزن. برای چی رفتی قرن هیجده. 
تصدقت شوم
دیروز از کار ذله شدم و فرسوده. امرور مرخصی گرفتم و برگشتم خانه. نشستم ب خواندن "فریدون سه پسر داشت". دیروز برای مهسا فرمولساز نوشتم ک نه کتاب میخوانم و نه فیلم میبینم و نه موسیقی مینیوشم و عینهو قاطر بارکش تا دیروقت کار میکنم و احساس آرامش و رضایت از زندگی دارم. حالا که کتاب را تمام کرده ام، هی سیگار است ک پشت سیگار آتش میزنم و های های ب تنهایی و بی کسی قهرمانهای داستان اشک میریزم. تازه فهمیدم که چرا آرامش داشته ام این چند وقت. چون نمیخوانم و نمیبینم و نمیفهمم که وه چه نعمتی است نفهمیدن. چ نعمتی است از خروس خوان تا بوق سگ کار کردن و شب له و لورده ب خانه بازگشتن. دیگر نه تاریخت برایت اهمیت دارد و نه سرزمینت و نه مردم. نه لحظه ای به خاطر می آوری که زعیمت کیست و وزیرت کدام عقب مانده ایست. میروی تا ته. دیگر چیزی برایت اهمیت ندارد. این وارستگی است. این تمام آن چیزهایی است که یک عمر سعی داشتم از کتابهای ناوال کارلوس کاستاندا به دست بیاورم. آخرش که چی؟ میخواهیم تخم دنیا را در مشت بگیریم و عالم شویم که بلانسبت شما گوه دست دوم مدنیت غرب را به دندان بکشیم که چه؟ آخرش چی؟ آخ که حیوان بودن و نفهمیدن چه موهبتی است.
پاسخ:
منوچ جان
راستش این درد عظیمی است که همه در سینه داریم. فهمیدن لذت کوتاهی داره و خماری عظیمی به نام ناامیدی را با بی رحمی تمام روی صاحب فهم خالی می کنه. دیروز نوشته های بلاگفا را مرور می کردم و می دیدم چقدر به نسبت اون زمانی که نمی دونستم، توان نوشتن و حرف زدنم کمتر شده و چقدر  فهمیدن بار نتوانستن ها و ندانستن ها الکن و چلاقم کرده. Ignorance is bless
بیخود نیست فیلسوف ها آخرش یا دیوانه می شوند یا دق می کنند. 

سلام، ما نام نامی آن شازده خانم را وارد نمودیم به اشکال مختلف اعم از پارسی و انگریزی ولی افاقه نکرد!
پاسخ:
پی لیز پاردون می فور فینگیلیش بات فالو دی رایت اسپلینگ
کپتال ای، ان، ان، ای اسپیس کپتال بی، او، ال، ای،,وای ان
آل این انگلیش آف کورس
وای چه باحاله فینگلیش! 
اند ساری فوری انی اینکاوینینس! 
حالا بعد از این همه دردس می ری می بینی چه دری وری هائی که ننوشته ام
راستی چرا آدرس الکی است؟
سلام والا ما با همین اسپلینگ  فوق ترای کردیم و باز هم ترای کردیم و نشد!
سلام و عرض پوزش، بله ایراد از ما بود گویا!
پاسخ:
خوب چشم ما روشن. 

۲۷ بهمن ۹۳ ، ۰۸:۲۵ غرور و تعصب

سلام

من از وبلاگ پوران جون زن بابای امروزی رسیدم به اینجا

 

سبک نگارشت خیلی برام جالب بود.... تبریک میگم

موفق باشی

پاسخ:
خیلی ممنونم
Kamshin john eftekhar midi baray dadane Rams? 
کامشین جان مرموز شده اى و وبلاگت رو ممهور کردى ! 
پاسخ:
الی جان رمزم را به راحتی می توانی پیدا کنی.
چقدر عصبانی !
سلام کامشین عزیز
خیلی وقته که نوشته هات رو می خونم اما تا حالا نظر نذاشتم البته اینکه می گم خیلی وقت یعنی بعد از اومدن پسرکم. برای همین نشده تا حالا نظری بذارم. اینو گفتم صرفا برای اینکه بدونی نام آشنایی برام.
یه سوال داشتم که اگر لطف کنی پاسخش رو بدی ممنون میشم. همین طور که لینکم پیداست من یه بلاگفایی ام  که مردده بین رفتن به بلاگ اسکای و بلاگ. همسرم می گه بلاگ خیلی خوبه. می شه لطفا امتیازات بلاگ رو بهم بگی!
پاسخ:
بانو سرن عزیزم شما هم برای من غریبه آَشنا هستید و باعث خوشحالی منه که در لیست دوستان شما هستم. از بابت اشکالی که برای بلاگفا پیش آمده واقعا متاسفم. من هم تا پارسال در بلاگفا می نوشتم اما لیست آپدیت های بلاگفا رسما اعصابم را به هم می ریخت و ناکارآمدی سیستمش بارها باعث شد که نوشته های تکرار نشدنی ای را از دست بدهم. بلاگ سایت خوبی است. مهم ترین ویژگی اش برای من داشتن فضای اختصاصی است که شما را از سایت های واسطه برای آپلود بی نیاز میکنه این یعنی تا حجم معینی می توانی عکس و شاید ویدئو آپلود کنی بدون اینکه با از بین رفتن سایت واسطه عکس های شما هم ازدست بروند.. آی پی کامنت گذاران را نشون می ده، آمار روزانه بازدید داره، تنظیماتش سهل و آسونه و نسبتا مطمئنه، بهت نشون می ده که چه قسمت هائی از نوشته هات کپی شده اند. طبقه بندی موضوعی و کلمات کلیدی داره که من به علت تنبلی ازش استفاده نمی کنم. قالب برای من مهم نیست و امتحان نکرده ام ببینم که کد قالب های دیگه چه جوری در فضاش جواب می ده. امکانات نگارشی خوبی داره و در کل فضای مناسبی برای فعالین مجازی است. من دوستش دارم و خوشحالم که دیگه در فضای بلاگفا نمی نویسم. امیدوارم به زودی نوشته های شما را در فضای جدید تعقیب کنیم
خیلی خیلی ممنونم که وقت گذاشتی عزیزم
پس چرا من هر چی اسم اون خانم رو به فارسی و انگلیسی می زنم می گه اشتباهه؟
باید فاصله باشه بین اسم و فامیل؟
پاسخ:
Yes. Space and capital letters for the beginning of the names are necessary



چرا وبلاگ میزنید بعد رمز میزارید رو مطالبتون...!!!؟

پاسخ:
ّبرای اینکه یک سری برنامه هستند که برای بلاگ های تبلیغاتی مطلب به صورت خودکار پیدا می کنند و صفحات آن بلاگ ها را با نوشته های بلاگ های دیگه آپ دیت می کنند. من هم خوشم نمی اد اولا نوشته هام پخش و پلا باشند ثانیا بروند کنار تبلیغات بی ربط و دری وری! رمز هم خیلی پیدا کردنش آسونه. کافیه آن بولین را به انگلیسی با حفظ فاصله بین دو اسم و به کار بردن حروف بزرگ برای شروع تایپ کنید. مطمئن باشید قصدم آزار نیست و باور کنید من هم آمار بالای خواننده را دوست دارم. 

سلام کامشین جان خوبی؟
مثل همیشه زیبا و طناز می نویسی.تازه رمز وبلاگت رو از شیرین پرسیده ام اومدم وارد کنم دیدم بدون رمز پست گذاشته ای!
پاسخ:
سلام آرزو جان
دلم برات تنگ شده بود
الان می رم رمز دارش می کنم ! اصلا نگران نباش
جمعیت امداد_دانشجویی امام علی:
آئین طفلان مسلم، با محوریت کودکان و نوجوانان کار و خیابان - به طور کلی آنچه از آن با عنوان "بزهکاری نوجوانان" یاد می‌شود - از جمله طرح هایی است که جمعیت امداد دانشجویی-مردمی امام علی(ع)، بر پایه ریشه‌های عمیق فرهنگی و دینی ایرانیان از سال 85 اقدام به برگزاری آن کرده است. این طرح از سال 85 به مدت 10 سال پی در پی از تاسوعا تا اربعین حسینی (ع) با شعار «برای طفلان مسلم دیروز می گرییم، آیا برای طفلان مسلم امروز می کوشیم؟» انجام پذیرفته است. طرح بر اساس تحقیق و ریشه‌یابی و تامین بستر مناسب اجتماعی برای دستیابی این افراد - به عنوان عضوی از جامعه اسلامی- به استانداردهای بالاتر زندگی پایه ریزی و اجرا گردید. در طرح مذکور عموماً رویکرد به سمت مددجویانی است که زمینه جرم نداشته بر اثر حادثه به نوعی قربانی ناهنجارهای محیط اطراف خویش شده اند.
...............................
همراه شویم...
برای نجات جان یک انسان که در نوجوانی خطا کرد و محکوم شد به حکمی که سالها هر شب با کابوس اجرایش خفت در تنگنای ناامیدی و کورسوی امید...
..............................
هر کس یک نفر را نجات دهد، جامعه ای را نجات داده است ❤️
@Helpthem
به وبسایت بخشش سربزنیم
Life.sosapoverty.org
.............................................
درصورت تمایل به کسب اطلاعات بیشتر و همکاری در این طرح با روابط عمومی جمعیت امام علی در ارتباط باشید:
روابط عمومی جمعیت امام علی(ع) :
88093816
پاسخ:
ببینید ضحی چی میگه...بد نمیگه اگه راست بگه
کامنت های اینجا رو میخونم روده بر میشم از خنده. بابت تخیل خودم ها!
کامشین جان اعتراف میکنم. راستش من فکر میکردم شازده خانوم در خط ۳، منظورت خودت و شخصیت خودته. یعنی داری میگی نوشته هام رو سپردم دست کسی که براش نوشتم و یه رمز هم تو مایه های اسم خودت، یا لقبت یا یه چیزی گذاشتی. بعد دیگه برو خط های بعدش رو بخون تا ببینی با تخیلات من چه کردی. تقریبا تا یک سال و حتی بیشتر من مطمین بودم قضیه اینه و از اونجا که به روح و روان خودت تقدیم کرده بودی، من فکر میکردم خیلی خصوصیه و هیچ وقت درخواست رمز نکردم که خوب خصوصی بود و به کسی نمیدادی....

بلهه. چنین توهماتی داشتم!!!


فقط یه سوال برام پیش اومده. چرا من چنین برداشتی کردم؟؟؟؟؟ :))))))))) شاید چون از تاریخ دورم و نشونه هات برام کافی نبود :)))))))))))))) حتی به ذهنم خطور هم نکرد شاید به دل خودت ارجاع ندادی تا برم یه گوگل کنم! :))))
پاسخ:
یعنی الان من مرده ام! 
خیلی تصور بامزه ای بود اما حیف که من یک سال دیگر با شما آشنا شدم. حالا رمز را به شما دادم بالاخره؟ از توی همون کامنت ها معلوم می شه که رمز چیه. 
عیب نداره تقصیر من هم هست که دو پهلو می نویسم
بلهههه. رمز رو دادید :)
پاسخ:
:)
۱۳ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۰۹ رمضان ولی پور
شیرین چرا از روس میگویی که یاد فقر و سرما می افتیم فیلم هندی هم به اخرش اولش نهی

علویجه خانم در خواب رنگ  رخساره به گچ  شفتین جارو و پارو و آبی از غده ی مزاجی کرم خورده از کنج لب سرازیر و گفت  بدکاره


اما ابن چلپاسه و ریش زمخت  و با بز مجه در دهانی دم بیرون                  ان طرف پر وین شقایق در خون

دوست خوبم کامشین سلام؛

شما را به شرکت در بازی وبلاگی نوروز دعوت می کنم.امیدوارم با حضور خود مرا دلشاد کنید.

ممنون

http://joyayekar90.blogsky.com

پاسخ:
متاسفم وقت ندارم
چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود همیشه از قلمت خوشم میومد. حیف شد که این بار نشد که بیینمت من هم خیلی گرفتار بودم و گویا همچنان هم ادامه دارد. امیدوارم برای تو هم همه چیز خوب پیش برود. 
همراه با خالصانه ترین درود ازتون ممنونم کد رو بهم دادین.
قلمتون طنز ظریفی داره که مشخصه دانش نویسنده ای رو همراه داره که بیداره. از خوندن چندتا پستتون لذت بردم و بسی خندیدم.
مانا باشید کامشین جان
پاسخ:
ممنونم از حسن نظرتون. 
شما هم مانا باشید
پستهات رمز داره که :(
پاسخ:
برات پیغام گذاشتم!
سلام کامشین جان
خوشحال می شم اگه اجازه بدید رمزتون رو من هم داشته باشم
ممنون
پاسخ:
رهای عزیز 
اگر کامنت های پست ثابت را خواندی و ماجرا دستگیرت نشد، می ام و برات در بلاگت پیغام می گذارم
۰۲ آبان ۹۵ ، ۱۴:۱۰ کامران رادمنش
سلام
ممنون میشم اگه لطف کنید و رمز مطالب وبلاگتون رو به آدرس جیمیلم بفرستید.
با سپاس از شما بانوی بزرگوار
پاسخ:
یک جورایی خودتون را به من معرفی می کنید که بهتر بدونم برای کی دارم رمز می فرستم؟ وبلاگ دارید؟ یا مهر مدام چیزی پیدا نکردم. اسمتون هم کمکی نکرد
از وبلاگ میله بدون پرچم به سایت شما رسیدیم ، پست اول رو خوندم و مشتاقانه رفتم که تا شب با وبلاگ شما مشغول باشم دیدم همه مطالب خصوصی اند !
ما ماندیم و خماری پست های شما :)
پاسخ:
فرستادم. اما یک کم این کامنت ها را زیر و رو می کردید رمز را پیدا می کردید و خمار نمی ماندید! 
سلام اکثر پستهایت رمزی است. می خوام سوال کنم با توجه به اینکه تازه با وبلاگت آشنا شدم می تونم رمز داشته باشم یا توقع زیادیه ؟ ممنون اگه بتونم بخونمت
پاسخ:
رمز را به وبلاگتون فرستادم
خیلی عالی
سلام کامشین جان.
سابقا همیشه می خواندمتان و لذت می بردم. اما از زمانی که رمزدار شده نوشته ها می آیم و دین خالی باز می  گردم. امروز گفتم دل را به دریا بزنم و تقاضای رمز کنم. 
پاسخ:
برات رمز فرستادم سوفی جان
اینجا چرا اینجوریه؟
پاسخ:
کامنت های پست ثابت را بخوان ماجرا دستت میاد
نیافتم
پاسخ:
براتون می فرستم. 
۲۶ مهر ۹۶ ، ۱۴:۴۰ ربولی حسن کور
سلام 
خانمها همیشه در تاریخ نقش موثری داشتن
چه اون ور آب 
چه این ور آب 
پاسخ:
فکر کنم قبلا رمز را به شما داده باشم. ممنون که روی ادرس وبلاگ دوباره کلیک کردید. خواهش می کنم به نوشتن ادامه بدهید.
حال و هوای این تئاتر "دولت ضعیفه" را داشت ... اگر ندیده اید، خالی از لطف نیست تماشایش
پاسخ:
فعلا ایران نیستم ساره خانوم هنرمند. 
اگر رمز می خواهی بهم بگو. حال و هوای وبلاگ شما هم خیلی خوب بود. 
۰۱ آذر ۹۶ ، ۰۱:۰۲ حوض نقاشی
اوه چقدر کامنت
جقدر خواننده
گیج شدم اما. بر میگردم می خوانم
پاسخ:
خوب توی کامنت ها بگردی رمز را هم پیدا می کنی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی